محمد بن على ظهيرى سمرقندى
مقدمهء مصحح 29
سندباد نامه ( فارسى )
خود يعنى ترجمهء فناروزى از اصل پهلوى خود مىرسند و به نسخهء بزرگ كتاب سندباد كه مؤلف الفهرست موجوديتش را خبر داده بود ، ارتباط دارند . همچنين نسخهء صغير كتاب سندباد به عربى و يونانى ترجمه شده و از اين طريق سير عالم كرده است و توسط قصهپردازان به هزار و يك شب نيز وارد شده است . « 1 » علاوه بر آنچه گفته شد ، برخى از محققان تحرير كتاب سندباد را به ضياء الدين نخشبى هم نسبت دادهاند « 2 » و حتى تحرير او را قديمترين شكل كتاب سندباد دانستهاند . « 3 » اما چنان كه مىدانيم نخشبى كتاب مستقلى به نام سندبادنامه ندارد ، بلكه مندرجهء كتاب سندباد و شش حكايت آن را در شب هشتم طوطىنامهء خود آورده است . « 4 » سرانجام اينكه در ادبيات ما كتابهايى وجود دارند به نام جامع الحكايات كه شامل حكايتها و داستانهاى عاميانه هستند و حكايت سندباد نيز يكى از آن حكايتهاست كه عموما به صورت زير آغاز مىشود و پايان مىيابد : « 5 » آغاز : راويان روايت شيرين و ناقلان حكايت رنگين چنين روايت مىكنند كه در ملك هند پادشاهى بود نيكبخت و سرور تاج و تخت . دولت او در پناه عدل آباد و رعيتش همه دلشاد . . . پايان : شاه چون از اصل اين مقدمه آگاه شد ، فارس را در آغوش كشيده ، شكر خدا بجاى آورد ، تمامى مردم را طلب ساخت و ملك را به او تسليم كرد . خود گوشهاى گرفت و به طاعت مشغول شد و اين حكايت از ايشان يادگار ماند . علاوه بر اين ، اينجانب نسخههاى ديگرى نيز از اين كتاب ديدهام كه برخى از آنها از اين قرار هستند : - نسخهء خطى جامع الحكايات به شمارهء 4267 در كتابخانهء آستان قدس رضوى - ع - شهر
--> ( 1 ) . در قصهء دوم از شب چهارم با نام حكايت پادشاهزاده و هفت وزير . ( 2 ) . بنگريد به تاريخ ادبيات فارسى ، هرمان اته ، ص 104 ( 3 ) . راجع به تحرير فارسى منثور كتاب سندباد ، س . اولدنبورگ ، ص 265 ( به زبان روسى ) ( 4 ) . طوطىنامه ، ضياء نخشبى ، تصحيح فتح الله مجتبايى و غلامعلى آريا . ( 5 ) . بنگريد به نسخهء خطى جامع الحكايات به شمارهء 167 در كتابخانهء فردوسى شهر دوشنبه ( تاجيكستان ) و نيز چاپشدهء آن در سه جلد كه توسط نشريات عرفان در سال 1980 م . به چاپ رسيده است . همچنين حكايت هفت وزير و شاهزاده در پايان كتاب حكيم سندباد ، تحرير ج . عزيز قلاف ، صص 233 - 175